واژههای فارسی←زراندود کردنفرهنگ آریانپورزراندود کردن#۱۰۹٬۵۵۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱gild(past: gilded, gilt ; past participle: gilded, gilt) ـ زر اندود کردن، مطلا کردن، تذهیب کردنواژههای نزدیک در الفبازراعیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزرافهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزرافه - ستاره -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزرانداییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزراندودمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزراندود سازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر