واژههای فارسی←زراندودفرهنگ آریانپورزراندود#۱۰۹٬۵۵۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱gilt(past: gilded, gilt ; past participle: gilded, gilt) ـ زر اندود کردن، مطلا کردن، تذهیب کردنواژههای نزدیک در الفبازراعت و رستنی ها - الهه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزراعتیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزراعیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزرافهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزرافه - ستاره -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزرانداییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر