واژههای فارسی←زرانداییفرهنگ آریانپورزراندایی#۱۰۹٬۵۵۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱gilding(past: gilded, gilt ; past participle: gilded, gilt) ـ زر اندود کردن، مطلا کردن، تذهیب کردنواژههای نزدیک در الفبازراعت و حاصلخیزی - الهه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزراعت و رستنی ها - الهه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزراعتیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزراعیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزرافهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزرافه - ستاره -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر