فرهنگ آریان‌پور

زحمتکش

#۱۰۸٬۸۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

toiler

زحمتکش، رنجبر

۲

studious

زحمتکش، ساعى، کوشا، درس خوان، کتاب خوان، مشتاق، خواهان، پرزحمت، بلیغ، جاهد

۳

lucubrator

زحمتکش، دود چراغ خور

۴

grub

کرم حشره، نوزاد، بچه مگس، زحمتکش، (زبان عامیانه) خوراک، خواربار، کوتوله، مزدور، نویسنده مزدور، زمین کندن، جستجو کردن، جان کندن، از ریشه کندن یا درآوردن، قلع کردن، (مجازى) از کتاب استخراج کردن، خوردن، غذا دادن

۵

plodder

آهسته رو، زحمتکش

۶

toilful

پرزحمت، زحمتکش، ساعى

۷

sufferer

متحمل، زحمتکش

۸

workingman

کارگر، مزدبگیر، زحمتکش، از طبقه کارگر

۹

galley slave

غلام پاروزن، مزدور، زحمتکش، غلام

۱۰

laborer

کارگر، عمله

۱۱

proletarian

عضو طبقه کارگر، کارگر، وابسته به کارگر، کارگرى