فرهنگ آریان‌پور

زحمت‌ کشیدن

#۱۰۸٬۸۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

plod

آهسته و محکم حرکت کردن، صداى پا، زحمت کشیدن، با زحمت کارى را انجام دادن

۲

toil

رنج، محنت، کار پر زحمت، کشمکش، ستیز، پیکار، مجادله، بحث و جدل، محصول رنج، زحمت کشیدن، رنج بردن، تور یاتله، دام

۳

slog

ضربت سخت، سیلى، کوشش سخت، تقلا، ضربت سخت زدن، پرتاب کردن، تقلا کردن

۴

trouble

آزار، آزار دادن، رنجه کردن، زحمت دادن، دچار کردن، آشفتن، مصدع شدن، مزاحمت، زحمت، رنجه