فرهنگ آریان‌پور

زحمت کشیدن

#۱۰۸٬۸۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

peg

میخ، میخ چوبى، چنگک، عذر، بهانه، میخ زدن، میخکوب کردن محکم کردن، زحمت کشیدن، کوشش کردن، درجه، دندانه، پا (pegged) دربالا پهن و در پایین نازک (شبیه میخ) ـ

۲

muck

کود، کود تازه، سرگین، کثافت، پول، آلوده کردن، خراب کردن، زحمت کشیدن

۳

plod

آهسته و محکم حرکت کردن، صداى پا، زحمت کشیدن، با زحمت کارى را انجام دادن

۴

toil

رنج، محنت، کار پر زحمت، کشمکش، ستیز، پیکار، مجادله، بحث و جدل، محصول رنج، زحمت کشیدن، رنج بردن، تور یاتله، دام

۵

labor

(labour =) ـ کار، رنج، زحمت، کوشش، درد زایمان، کارگر، عمله، حزب کارگر، زحمت کشیدن، تقلا کردن، کوشش کردن

۶

swink

کار کردن، زحمت کشیدن، مشقت، رنج زحمتکش

۷

labour

(labor =) ـ کار، رنج، زحمت، کوشش، درد زایمان، کارگر، عمله، حزب کارگر، زحمت کشیدن، تقلا کردن، کوشش کردن