فرهنگ آریان‌پور

اشباع کردن

#۱۰٬۶۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

saturate

اشباع کردن، اشتباه کردن، سیر کردن، آغشتن

۲

glut

پر کردن، اشباء کردن، پر خوردن، پرخورى، پرى، عرضه بیش از تقاضا، (پزشکى) زیادى خون، اشباع، پاره آجر، سیر کردن، اشباع کردن، با حرص و ولع خوردن

۳

imbue

خوب رنگ گرفتن، خوب نفوذ کردن، رسوخ کردن در، آغشتن، اشباع کردن، ملهم کردن

۴

steep

سرازیر، تند، سراشیب، گزاف، فرو کردن (در مایع)، خیساندن، اشباع کردن، شیب دادن، مایع (جهت خیساندن)

۵

imbibe

نوشیدن، اشباع کردن، جذب کردن، خیساندن، تحلیل بردن، فرو بردن، در کشیدن

۶

imbrue

آغشتن، آلوده کردن، تر کردن، خیساندن، مرطوب کردن، اشباع کردن، جذب کردن

۷

ingraft

رنگ زدن، رنگ ثابت زدن، (مجازى) اسقاء کردن، اشباع کردن، در جسم چیزى فرو کردن، در ذهن جانشین کردن

۸

suffuse

پر کردن، فرا گرفتن، پوشاندن، اشباع کردن

۹

inundate

سیل زده کردن، از آب پوشانیدن، زیر سیل پوشاندن، اشباع کردن

۱۰

impregnate

آبستن کردن، لقاح کردن، اشباع کردن

۱۱

indoctrinate

آموختن، تلقین کردن، آغشتن، اشباع کردن، تعالیم مذهبى یا حزبى را آموختن به