فرهنگ آریان‌پور

اشباع شدن

#۱۰٬۶۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

soak

خیساندن، خیس خوردن، رسوخ کردن، به وسیله مایع اشباع شدن، غوطه دادن، در آب فرو بردن، عمل خیساندن، خیس خورى، غوطه، غوطه ورى، غسل

۲

satiate

سیر کردن، فرو نشاندن، اشباع شدن، اقناع شدن

۳

steep

سرازیر، تند، سراشیب، گزاف، فرو کردن (در مایع)، خیساندن، اشباع کردن، شیب دادن، مایع (جهت خیساندن)