فرهنگ آریانپور
اشباع شده
#۱۰٬۶۸۲
saturant
اشباع شده، سیر، بحد اشباع رسیده
saturated
اشباع شده، سیر شده
sodden
جوشانده، چروکیده و پژمرده، (در اثر جوشاندن) بى مصرف، نیم پخته، اشباع شده، خیس، خیس شدن، گیج و کند ذهن
impregnant
آبستن، اشباع شده، آبستن کننده