فرهنگ آریان‌پور

رهنوردی‌ کردن

#۱۰۵٬۲۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

hike

گردش، پیاده روى، مبلغ را بالا بردن

۲

walk

راه رفتن، گام زدن، گردش کردن، پیاده رفتن، گردش پیاده، گردشگاه، پیاده رو، راه پیما، گردش کننده، راه رونده، راه رو

۳

perambulate

پیمودن، گردش کردن در، دور زدن

۴

peregrinate

سفر کردن، سرگردان بودن، آواره بودن در کشور خارجى اقامت کردن، بزیارت رفتن