فرهنگ آریان‌پور

رهسپاری

#۱۰۵٬۱۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

parting

پاره، بخش، خرد، جزء مرکب چیزى، جزء مساوى، عنصر اصلى، عضو، نقطه، مکان، اسباب یدکى اتومبیل، مقسوم، تفکیک کردن، تفکیک شدن، جدا شدن، جدا کردن، نقش بازگیر، برخه، جزء، قطعه، جداشدن part

۲

farewell

بدرود، وداع، خدا نگهدار، خدا حافظ، تودیع، تودیع کردن

۳

departure

حرکت، عزیمت، کوچ، مرگ، انحراف