فرهنگ آریان‌پور

رهنمون

#۱۰۵٬۲۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

adviser

رایزن، مشاور، راهنما، رهنمون

۲

advisor

رایزن، مشاور، راهنما، رهنمون

۳

guideline

راهبرد، راهنما، رهنمون، شاقول

۴

guide

راهنما، هادى، راهنمایى کردن، رهبر، کتاب راهنما، تعلیم دادن

۵

counsel

اندرز، مشاوره دو نفرى، مشورت، تدبیر، پند دادن (به)، توصیه کردن، نظریه دادن، رایزنى

۶

leading

راهنمایى، هدایت، نفوذ، عمده، برجسته، مقدم، پیشتاز

۷

guidance

راهنمایى، هدایت، راهنما، رهبرى، رهنمود

۸

direction

جهت، سو، هدایت، دستور، رهبرى، اداره جهت، راه مسیر

۹

directive

رهنمود، دستور دهنده، متضمن دستور، امریه