فرهنگ آریان‌پور

رهنمود

#۱۰۵٬۱۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

directive

رهنمود، دستور دهنده، متضمن دستور، امریه

۲

guideling

رهنمود

۳

guidance

راهنمایى، هدایت، راهنما، رهبرى، رهنمود

۴

guide

راهنما، هادى، راهنمایى کردن، رهبر، کتاب راهنما، تعلیم دادن

۵

recipe

دستورالعمل، دستور خوراک پزى، خوراک دستور wayfaring

۶

counsel

اندرز، مشاوره دو نفرى، مشورت، تدبیر، پند دادن (به)، توصیه کردن، نظریه دادن، رایزنى

۷

guideline

راهبرد، راهنما، رهنمون، شاقول

۸

prescription

صدور فرمان، امریه، نسخه نویسى، تجویز، نسخه