واژههای فارسی←رهن - حق -فرهنگ آریانپوررهن - حق -#۱۰۵٬۱۷۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱lien(حق) حق تصرف مال یا ملکى تا هنگامى که بدهى وابسته به آن داده شود، حق رهن، حق گروى، طحال، سپرزواژههای نزدیک در الفبارهسپار بودنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرهسپار دریامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرهسپار شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرهسپار شدن از جاییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرهسپار کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرهسپاریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر