فرهنگ آریان‌پور

رهن

#۱۰۵٬۱۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

mortgage

گرو، رهن، گرونامه، گرو گذاشتن

۲

pledge

در گروگان، گرو، وثیقه، ضمانت، بیعانه، باده نوشى به سلامتى کسى، به سلامتى، نوش، تعهد و التزام، گرو گذاشتن، به سلامتى کسى باده نوشیدن، متعهد شدن، التزام دادن

۳

encumbrance

بار، قید، مانع، اسباب زحمت، گرفتارى، گرو