فرهنگ آریان‌پور

رها ساختن

#۱۰۵٬۰۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

redd

درست کردن، مرتب کردن، رها ساختن

۲

indulge

مخالفت نکردن، مخالف نبودن، رها ساختن، افراط کردن (در استعمال مشروبات و غیره)، زیاده روى کردن، شوخى کردن، دل کسى را به دست آوردن، نرنجاندن