فرهنگ آریان‌پور

ره‌ گیری‌ کردن

#۱۰۵٬۰۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

intercept

بریدن، قطع کردن، جدا کردن، حایل شدن، جلو کسى را گرفتن، جلوگیرى کردن، دربین راه بودن