فرهنگ آریانپور
رها
#۱۰۵٬۰۴۴
release
رها کردن، رهتیى، ترخیص، پخش، آزاد کردن، مرخص کردن، منتشر ساختن، رهایى، آزادى، استخلاص، بخشش
free
آزاد، مستقل، میدانى، مطلق، اختیارى، مختار، مجانى، رایگان، سخاوتمندانه، روا، مجاز، منفصل، رها، به طور مجانى، آزاد کردن، ترخیص کردن
loose
شل، سست، لق، گشاد، ول، آزاد، بى ربط، هرزه، بى بند و بار، لوس و ننر، بى پایه، بى قاعده، رها کردن، در کردن (گلوله و غیره)، منتفى کردن، برطرف کردن، شل و سست شدن، نرم و آزاد شدن، حل کردن، از قید مسئولیت آزاد ساختن، سبکبار کردن، پرداختن
escape
رستن، گریختن، دررفتن، فرار کردن، رهایى جستن، خلاصى جستن، جان به در بردن، گریز، فرار، رهایى، خلاصى
unbound
غیر محدود، بى پایان، مقید نشده، رها شده
deliverance
رهایى، رستگارى disengaged
emancipation
آزادى، رهایى، رستگارى، رها سازى، تخلیص
desertion
ترک خدمت، گریز، فرار، بى وفایى
liberation
آزاد کردن، نجات
redemption
باز خرید، خریدارى و آزاد سازى، رستگارى