فرهنگ آریانپور
رند
#۱۰۴٬۵۴۵
knave
رند، آدم رذل، فرومایه، پست و حقیر
rogue
آدم دغل، رند، ناقلا، بذله گو، هرس کردن، از علف هرزه پاک کردن، حیوان عظیم الجثه سرکش، اسب چموش، گول زدن، رذالت و پستى نشان دادن
roguish
دغل وار، رندانه
city slicker
شهرى، زرنگ، رند
sly
ناقلا، آدم تودار، آدم آب زیرکاه، موذى، محیل، شیطنت آمیز، کنایه دار
wily
پر حیله، پر مکر، مکار، پر تزویر
wise
خردمند، دانا، عاقل، عاقلانه، معقول، فرزانه پسوندى است به معنى " راه و روش و طریقه و جنبه " و " عاقل "
round
گرد، بى خرده، نوبت، گرد کردن، بى خرده کردن، گرد (gerd) کردن، کامل کردن، تکمیل کردن، دور زدن، مدور، گردى، منحنى، دایره وار، عدد صحیح، مبلغ زیاد
astute
زیرک، ناقلا، دانا، هوشیار، محیل، دقیق، موشکاف
clever
ناقلا، زرنگ، زیرک، باهوش، با استعداد، چابک
shrewd
زیرک، ناقلا، باهوش، حیله گر، موذى، زرنگ
knowing
(past: knew ; past participle: known) ـ دانستن، آگاه بودن، شناختن know