فرهنگ آریان‌پور

رنجیده

#۱۰۴٬۵۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

glum

افسرده، کدر، رنجیده، ملول، اوقات تلخ

۲

angry

اوقات تلخ، رنجیده، خشمناک، دردناک، قرمز شده، ورم کرده، دژم، برآشفته

۳

fedup

سیر و بیزار، رنجیده، بیزار

۴

sulky

قهر، رنجیده، دلخور، ترشرو، عبوس، بد اخم

۵

peeved

ازرده، رنجیده

۶

cruciate

شکنجه کشیدن، رنجیده، چلیپایى، صلیبى

۷

indignant

اوقات تلخ، متغیر، رنجیده، خشمگین، آزرده

۸

displeased

ناراضى، ناخوشنود، رنجیده، دلگیر

۹

edgy

لبه دار، تیز، زننده

۱۰

sore

زخم، ریش، جراحت، جاى زخم، دلریش کننده، سخت، دشوار، مبرم، خشن، دردناک، ریشناک

۱۱

upset

(past: upset ; past participle: upset) ـ واژگون کردن، برگرداندن، چپه کردن، آشفتن، آشفته کردن، مضطرب کردن، شکست غیر منتظره، واژگونى، نژند، ناراحت، آشفته

۱۲

injured

آسیب زدن (به)، آزار رساندن (به)

۱۳

sorehead

سردرد، شخص کم ظرفیت که در اثر باخت یا شکست عصبانى مى شود، زودرنج

۱۴

aggrieved

آزردن، جور و جفا کردن، غمگین کردن

۱۵

resentful

بى میل