فرهنگ آریان‌پور

رنجور کردن

#۱۰۴٬۵۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

afflict

رنجور کردن، آزردن، پریشان کردن، مبتلا کردن

۲

ail

آزردن، پریشان کردن، درد یا کسالتى داشتن، مانع شدن، عقب انداختن

۳

debilitate

ناتوان کردن، ضعیف کردن