فرهنگ آریان‌پور

رنجور

#۱۰۴٬۵۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

wretched

رنجور، بدبخت، بیچاره، ضعیف الحال، پست، تاسف آور

۲

ill

ناخوش، رنجور، سوء، خراب، خطر ناک، ناشى، مشکل، سخت، بیمار، بد، زیان آور، به بدى، به طور ناقص، از روى بدخواهى و شرارت، غیر دوستانه، زیان

۳

infirm

ناتوان، ضعیف، علیل، رنجور، نااستوار

۴

sickly

بیمار، ناخوش، ناتوان، رنجور

۵

painful

دردناک، محنت زا، ناراحت کننده، رنج آور، رنجور

۶

low

خوار، دون، پست، صغیر، افتاده، فروتن، بى ادب، به طور پست pained

۷

wan

(wand =) ـ رنگ پریده، کم خون، زرد، کم رنگ، رنگ پریده شدن یا کردن

۸

frail

نازک، سست، نحیف، شکننده، زودگذر، سست در برابر وسوسه شیطانى، گول خور، بى مایه

۹

ailing

آزردن، پریشان کردن، درد یا کسالتى داشتن، مانع شدن، عقب انداختن

۱۰

peaked

قله، به قله رسیدن، نوک، راس، کلاه نوک تیز، (مجازى) منتها درجه، حداکثر، کاکل، فرق سر، دزدیدن، تیز شدن، به صورت نوک تیز درآمدن، به نقطه اوج رسیدن، نحیف شدن peak

۱۱

weakly

علیل المزاج، ضعیف، بى بنیه، کم بنیه

۱۲

invalid

پوچ، نامعتبر، علیل، ناتوان، بى اعتبار، باطل (invalidate) ناتوان کردن، علیل کردن، باطل کردن

۱۳

decrepit

سالخورده و فرتوت، ضعیف و ناتوان، خیلى پیر

۱۴

languishing

بیحال شدن، افسرده شدن، پژمرده شدن، بیمار عشق شدن، با چشمان پر اشتیاق نگاه کردن، با چشمان خمار نگریستن