فرهنگ آریانپور
رنجشاور
#۱۰۴٬۵۱۸
biting
(past: bit ; past participle: bitten) ـ گاز گرفتن، گزیدن، نیش زدن، گاز، گزش، گزندگى، نیش bite
abrasive
ساینده، تراشنده، سوزش آور، سایا
offensive
مهاجم، متجاوز، اهنانت آور، رنجاننده، کریه، زشت، یورش، حمله
#۱۰۴٬۵۱۸
(past: bit ; past participle: bitten) ـ گاز گرفتن، گزیدن، نیش زدن، گاز، گزش، گزندگى، نیش bite
ساینده، تراشنده، سوزش آور، سایا
مهاجم، متجاوز، اهنانت آور، رنجاننده، کریه، زشت، یورش، حمله