فرهنگ آریان‌پور

رنجش

#۱۰۴٬۵۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

irritation

رنجش، سوزش، خشم، ناراحتى، خراش، آزردگى

۲

resentment

رنجش، خشم، غیض

۳

displeasure

رنجش، رنجیدگى، ناخشنودى، نارضایتى، خشم، صدمه

۴

miff

زودرنج، رنجش، کدورت، قهر، قهر کردن، رنجیدن، پژمرده شدن

۵

grief

غم، اندوه، غصه، حزن، رنجش

۶

pique

مشاجره، رنجش، انزجار، تحریک کردن، زخم زبان زدن، پارچه ى راه راه نخى، پیکه، منبت کارى

۷

bother

دردسر دادن، زحمت دادن، مخل آسایش شدن، نگران شدن، جوش زدن و خودخورى کردن، رنجش، پریشانى، مایه زحمت

۸

dudgeon

غیظ، رنجش، اوقات تلخى، دسته خنجر

۹

offence

(offense =) ـ گناه، تقصیر، حمله، یورش، هجوم، اهانت، توهین، دلخورى، رنجش، تجاوز، قانون شکنى، بزه

۱۰

offense

(offence =) ـ گناه، تقصیر، حمله، یورش، هجوم، اهانت، توهین، دلخورى، رنجش، تجاوز، قانون شکنى، بزه

۱۱

umbrage

سایه، تارى، تاریکى، سایه شاخ و برگ، اثر، شابهت سایه وار، سوظن، نگرانى، رنجش

۱۲

acrimony

تندى، شدت، رنجش

۱۳

vexation

آزردگى، رنجش، آزار، تغییر، حالت تحریک

۱۴

annoyance

دلخورى، آزار، اذیت، ممانعت، آزردگى، رنجش

۱۵

bad blood

آزردگى، خشم، رنجش، تلخى، تندى، زنندگى، مسمومیت خون در اثر عصبانیت، خصومت

۱۶

huff

رنجیدن، قهر کردن، اوقات تلخى کردن، ترساندن، آماس کردن، تغیر، عصبانیت، غضب

۱۷

peeve

کج خلق کردن، آزردن، کینه، غرض