فرهنگ آریانپور
رنجه داشتن
#۱۰۴٬۵۲۳
nettle
(گیاه شناسى) گزنه، انواع گزنه تیغى گزنده، به وسیله گزنه گزیده شدن، (مجازى) ایجاد بى صبرى و عصبانیت کردن، برانگیختن، رنجه داشتن
irk
خسته شدن، فرسوده شدن، بى میل بودن، بیزار بودن، بد دانستن، رنجاندن، آزردن
nag
اسب کوچک سوارى، اسب پیر و وامانده، یابو، فاحشه، عیبجویى کردن، نق زدن، آزار دادن، مرتبا گوشزد کردن، عیبجو، نق نقو
annoy
دلخور کردن، آزردن، رنجاندن، اذیت کردن، بستوه آوردن، خشمگین کردن، تحریک کردن، مزاحم شدن
jangle
جنجال، قیل و قال، داد و بیداد، غوغا، جنجال کردن، داد و بیداد کردن، غوغا کردن
offend
تخطى کردن، رنجاندن، متغیر کردن، اذیت کردن، صدمه زدن، دلخور کردن
oppress
ذلیل کردن، ستم کردن بر، کوفتن، تعدى کردن، درمضیقه قرار دادن، پریشان کردن
torment
زجر، عذاب، شکنجه، آزار، زحمت، عذاب دادن، زجر دادن
trouble
آزار، آزار دادن، رنجه کردن، زحمت دادن، دچار کردن، آشفتن، مصدع شدن، مزاحمت، زحمت، رنجه