فرهنگ آریان‌پور

رنجه داشتن

#۱۰۴٬۵۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

nettle

(گیاه شناسى) گزنه، انواع گزنه تیغى گزنده، به وسیله گزنه گزیده شدن، (مجازى) ایجاد بى صبرى و عصبانیت کردن، برانگیختن، رنجه داشتن

۲

irk

خسته شدن، فرسوده شدن، بى میل بودن، بیزار بودن، بد دانستن، رنجاندن، آزردن

۳

nag

اسب کوچک سوارى، اسب پیر و وامانده، یابو، فاحشه، عیبجویى کردن، نق زدن، آزار دادن، مرتبا گوشزد کردن، عیبجو، نق نقو

۴

annoy

دلخور کردن، آزردن، رنجاندن، اذیت کردن، بستوه آوردن، خشمگین کردن، تحریک کردن، مزاحم شدن

۵

jangle

جنجال، قیل و قال، داد و بیداد، غوغا، جنجال کردن، داد و بیداد کردن، غوغا کردن

۶

offend

تخطى کردن، رنجاندن، متغیر کردن، اذیت کردن، صدمه زدن، دلخور کردن

۷

oppress

ذلیل کردن، ستم کردن بر، کوفتن، تعدى کردن، درمضیقه قرار دادن، پریشان کردن

۸

torment

زجر، عذاب، شکنجه، آزار، زحمت، عذاب دادن، زجر دادن

۹

trouble

آزار، آزار دادن، رنجه کردن، زحمت دادن، دچار کردن، آشفتن، مصدع شدن، مزاحمت، زحمت، رنجه