فرهنگ آریان‌پور

رنجبری‌ کردن

#۱۰۴٬۵۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

toil

رنج، محنت، کار پر زحمت، کشمکش، ستیز، پیکار، مجادله، بحث و جدل، محصول رنج، زحمت کشیدن، رنج بردن، تور یاتله، دام

۲

labor

(labour =) ـ کار، رنج، زحمت، کوشش، درد زایمان، کارگر، عمله، حزب کارگر، زحمت کشیدن، تقلا کردن، کوشش کردن

۳

sweat

خوى، عرق کردن، عرق، عرق ریزى، مشقت کشیدن