واژههای فارسی←فهرست الفبایی←ک←کسگروه الفباییواژههای «کس…»صفحه ۴ از ۴ · ۴۱۵ واژهکسی که لباس نوکری بر تن داردمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که لغات را غلط به کار می بردمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که لغت را هجی می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که مالی را از دیگری به زور می گیردمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که مایه ننگ و خجالت خانواده ای باشدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که مرتب شکایت می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که مرغداری می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که معتقد است کوشش بشر بی فایده و بی نتیجه استمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که معتقد است که انسان می تواند در اخلاق یا دیانت به حد کمال برسدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که معتقد باصول باشدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که معجزه می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که معلومات سطحی در همه چیز داردمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که مقیاس به کار می بردمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که مو های مایل به سفید یا خاکستری داردمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که موجب سقط جنین می شودمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که موم مالی می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که مهارت در قیاس منطقی داردمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که می چرخاند یا می پیچاندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که می خرامدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که می کشدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که ناطقین بعد از صرف شام را معرفی می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که نام خود را به ملت یا کشوری می دهدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که نزدیک اب یا در اب کار می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که نسبت به سلامتی و تندرستی خود وسواسی استمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که نظریات و اصول خود را بدون توجه به مقتضیات می خواهد اجرا کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که نوع پرستی را کیش خود می داندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که نه مسیحی و نه کلیمی باشدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که نیم بدنش فلج استمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که نیم سهم می بردمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که وارد انجمن یا دانشکده یا مقامی می شودمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که وارد خدمت شدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که واژه ها را اشتباه به کار می بردمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که ورق بازی را بر می زندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که وقت را نگه می داردمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که ویلون سل می زندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که هم دارای حالات زنانگی وهم حالات مردانگی باشدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی مثل کودک رفتار کردن - بامعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی نشستن - درکمین -معنی و ترجمه انگلیسی ←کسی نظارت کردن - بر -معنی و ترجمه انگلیسی ←کسی نوشتن - پای -معنی و ترجمه انگلیسی ←کسی واگذار کردن - به -معنی و ترجمه انگلیسی ←کسی هر کجامعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی یا چیزی را - ازادی -معنی و ترجمه انگلیسی ←کسی یا چیزی را - هزینه -معنی و ترجمه انگلیسی ←کسی یا چیزی را ننگین کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی یا چیزی که بدمد یا بوزدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی یا چیزی که به اسانی قابل حرکت و جنبش باشدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی یا چیزی که به وسیله ی تکثیر بدون لقاح به وجود امده باشدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی یا چیزی که توقف می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی یا چیزی که طرف توجه باشدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی یا چیزی که غم می خوردمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی یا چیزی که متصل بالا و پایین رود یا داخل و خارج شودمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی یا چیزی که می خشکاندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسینوسمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسینوسی - موج -معنی و ترجمه انگلیسی ←→ صفحه قبل۴ / ۴صفحه بعد