واژههای فارسی←فهرست الفبایی←ک←کسگروه الفباییواژههای «کس…»صفحه ۳ از ۴ · ۴۱۵ واژهکسی که به جای عروسک یا جانوری تکلم کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که به ستاره ها خیره شدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که به سختی دیگری را ملامت کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که به طور قاچاقی کار می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که به علل اخلاقی یا عقاید مذهبی از دخول در ارتش خودداری کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که به کارهای ماشینی و ساختن ان اشتغال داردمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که به مرحله مسابقات نیمه نهایی رسیدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که به میل خویش چیزی را بدیگری به ارث می گذاردمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که به نام دیگری نام گذاری شودمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که بیگاری می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که پابند مذهب نیستمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که پاسداری و نظارت می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که پزشکی و جراحی را در بیمارستان پهلوی بالین بیمار می اموزدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که پس از مدتها تجرد زن اختیار می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که پشت سرهم سیگار می کشدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که پوست خام را می تراشدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که پول در بانک می گذاردمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که پیش خود می اموزدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که پیویین کلیسای انگلستان استمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که تاریخچه زندگی خود را می نویسدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که تازه بدینی وارد شودمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که تجارت پشم خام می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که تحت حمایت قانون استمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که تحت سرپرستی لله باشدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که ترک تحصیل می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که تصور می کند گرگ شده استمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که تغییر مسلک بدهدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که ثروتش از بیلیون تجاوز می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که جسته و گریخته می خواندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که جلسه ای را اداره می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که جنس یا مالی به عنوانش ارسال شدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که چیزی به او اختصاص داده شدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که چیزی به او عرضه شدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که چیزی به کسی می دهد و بعد ان را پس می گیردمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که چیزی را باریکه باریکه جدا می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که حرف کنایه دار یا شوخی امیز می زندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که حرکت هواپیما را کنترل می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که خرسند است به این که تقاضاهایش براورده شودمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که خرناس می کشدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که خط می کشدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که خواسته ای نزد او تامین یا توقیف باشدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که خونش می رودمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که دارای حقوق مدنی استمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که دارای فکر ازاد است و به مذهب کاری نداردمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که دارای وظایف فرعی و یا ثانوی استمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که در انتخاب پادشاه یا رئیس موثر استمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که در بار مشروبات برای مشتریان می ریزدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که در برابر پیکر نگار می نشیندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که در بزم شرکت می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که در پارلمان تبلیغ می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که در پایان کتابی فهرست یا فرهنگی برای لغات دشوار ان تهیه می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که در پرورش گیاهان شانس و استعداد خوبی داردمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که در جایی نگاه داشته یا توقیف شودمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که در خواب راه می رودمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که در دادگاه مغایر با سوگند خود دروغ بگویدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که در رادیو یا تلویزیون و سالن رقص صفحات موسیقی می گذاردمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که در رفتن تعلل کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که در روز اول اوریل الت تفریح می شودمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که در شهر زندگی می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که در قانون و سیاست فاقد اصول اخلاقی استمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که در کار دیگران مداخله می کند و ایشان را از سود بردن باز می داردمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که در کلاس های عالی دانشگاه یا دبیرستان درس می خواندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که در لباس و رفتار از جنس مخالف خود تقلید می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که در لشکر کشی شرکت می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که در مباحثه و مناظره شرکت داردمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که در متر کردن مهارت داردمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که در مسابقات شانس کمی برای برنده شدن داردمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که در مسابقه به مرحله نهایی برسدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که در مسابقه یک چهارم نهایی شرکت می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که در نیمکت یا در سالن انتظار استراحت می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که دراجرای نقشه ای کمک می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که درتاسیس مستعمره ای شرکت می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که درچند محل به نحو غیر قانونی رای بدهدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که دزدکی راه می رودمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که دلش می خواهد بمقامی برسدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که دم مغازه می ایستد و برای جنسی تبلیغ می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که دنباله لباس دیگری را می گیردمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که دوده لوله بخاری را پاک می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که دور می زندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که رای می دهدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که رژیم گرفتهمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که رشته ای را پیشه قراردهدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که رقص برهنه می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که زندگی و دارایی اش بیمه شده باشدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که زندگی و شغلش در خشکی استمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که سرزده یا بدون اجازه وارد شودمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که سرش بوی قرمه سبزی می دهدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که سود می بردمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که شام می خوردمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که شایعه می سازدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که شب در خواب راه می رودمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که شراب را به وسیله چشیدن ازمایش می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که شرط می بنددمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که شعر اهنگ های معروف را می سرایدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که شکار را رم می دهدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که شوخی زننده کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که صدای بم داردمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که طرح یا کاری را به عهده می گیردمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که عرق می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که عضو اتحادیه کارگری نیستمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که عضو حزبی نیست و در فعالیت های ان شرکت نمیکند ولی از ان جانبداری می نمایدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که علاقه مفرطی به مطالعه کتب داردمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که عمداً ایجاد حریق می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که عیش دیگران را منغص می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که عیش دیگری را منقص می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که فقط از پشت ویترین کالاهای عرضه شده را تماشا می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که فیلم یا مطالب مستندی را تهیه می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که قانون شرع یا شرعیان بداندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که قانونگذاری مجلس را با اطاله کلام و وسایل دیگر بتاخیر می اندازدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که قربانی دیگران شودمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که کاغذ دیواری می چسباندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که کفن و دفن مرده را بعهده می گیردمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که کلاه و جامه زنان را می فروشدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که کوشش و تقلا می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که کیسه شن به کار بردمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که کیش خود را اشکارا اعتراف می کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که گرماسنجی کندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که گشت می زندمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که گلوله سربی بدریا می اندازد تا عمق ان را تعیین نمایدمعنی و ترجمه انگلیسی ←کسی که لباس چین دار می دوزدمعنی و ترجمه انگلیسی ←→ صفحه قبل۳ / ۴صفحه بعد ←