واژههای فارسی←کسی نشستن - درکمین -فرهنگ آریانپورکسی نشستن - درکمین -#۱۶۰٬۱۳۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱waylay(past: waylaid ; past participle: waylaid) ـ درکمین کسى نشستن، کمین کردن، خف کردنواژههای نزدیک در الفباکسی را لو دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکسی را مختل کردن - فکر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکسی را معیوب کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکسی رسیدن - اب -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکسی رفتن - همراه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکسی سر زدن - به -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر