گروه الفبایی

واژه‌های «نش…»

صفحه ۲ از ۷ · ۸۰۱ واژه

نشان دادن - قبلا -معنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن - قرمز -معنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن - محبت -معنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن - ناراحتی -معنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن - نفهمی -معنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن - نمودار -معنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن - نمونه -معنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن - هیجان -معنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن - یا -معنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن‌ از خودمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن‌ از راه قیافه و ظاهرمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن با اشتیاقمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن با پروژکتورمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن با تصویرمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن با سربلندیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن با محاسبهمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن بطان چیزیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن به وضوحمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن بهتر از واقعیتمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن بی تابی برایمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن بیزاری برایمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن پر و پاچه زنانمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن دست هنگام رای‌ گیریمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن روی پرده سینما و تلویزیونمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن روی صحنه تئاترمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن روی نقشهمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن سنوات تاریخیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن صحت چیزیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن طرز انجام‌ کاریمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن طرز کار چیزی به منظور فروشمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن عدالت چیزیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن فیلم برای‌ گروهی برگزیدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن‌ کذب چیزیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن ماهیت چیزیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن محل جلوس - متصدی -معنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن ناخشنودی با صدای فینمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادن نشانمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دادنیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان داده شدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دارمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دار سازیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دار کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دار کردن با داغمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دارای دو بال که به هوا نورد یا توپچی و دریا نورد یا دیدبان کار ازموده داده می شودمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان داغ یا نشان - دارای -معنی و ترجمه انگلیسی ←نشان درجهمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دریابمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دریابیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دونقطهمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دهندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دهنده تصاویر - دستگاه -معنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دهیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان دیرندمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان راهنمامعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان رسانه شناسمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان رسانه شناسیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان رستهمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان رسمیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان رمزمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان رمزیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان رویمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان زبر نگاشتهمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان زمان حال سوم شخص مفردمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان زندگی - فاقد -معنی و ترجمه انگلیسی ←نشان زودیاکمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان سازندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان ستارهمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان سردوشیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان سواگیریمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان سوگواریمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان سولفورمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان سوم شخص مفرد در زمان حالمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان شده - جواهر -معنی و ترجمه انگلیسی ←نشان شرکت ها و موسساتمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان شناسیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان صلیبمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان صلیب روی چیزی نقش‌ کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان‌ ضربدرمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان‌ ضعیفمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان ظفرمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان عدد صد در شمارگان رومیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان عقابمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان فیلم نامناسب برای‌ کودکانمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان فیلم نامناسب برای‌ کودکان زیر 13 سالمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان قطعیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان قلب‌ ارغوانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان‌ کارخانهمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان کردن - جواهر -معنی و ترجمه انگلیسی ←نشان کردن - خاطر -معنی و ترجمه انگلیسی ←نشان کردن - ستاره -معنی و ترجمه انگلیسی ←نشان کردن - مروارید -معنی و ترجمه انگلیسی ←نشان کندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان گذارمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان‌ گذاردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان گذاردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان گذاردن - گچ -معنی و ترجمه انگلیسی ←نشان‌ گذاریمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان گذاریمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان گذاری امیخته مبنامعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان گذاری پسوندیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان گذاری پیشوندیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان گذاری دودوییمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان گذاری دهدهیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان گذاری شانزده شانزدهیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان گذاری کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان‌ گذاری‌ کردن بابستن بندمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان‌ گذاری‌ کردن روی درختمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان گذاری لهستانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان گذاری مبناییمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان گذاری مرتبه ایمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان گذاری نمادیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان گذاری هشت هشتیمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان گذاشتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان گروهمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان‌ گوش برای شناسایی داممعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان گیرندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان لای‌ کتابمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان لای کتابمعنی و ترجمه انگلیسی ←نشان مثبتمعنی و ترجمه انگلیسی ←