واژههای فارسی←فهرست الفبایی←د←دوگروه الفباییواژههای «دو…»صفحه ۱ از ۱۹ · ۲٬۲۴۲ واژهدومعنی و ترجمه انگلیسی ←دو - درجه -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو - شماره -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو - هر -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو ابرمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو اتشهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو اتشه - عرق -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو اتشه کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو اتم در هر - دارای -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو اتم کاربوکسیل در - دارای -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو ارزمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو ارزشیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو از پنج - رمز -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو اسبهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو استخوان متقاطع در - تصویر -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو استخوان و تکمیل - ترکیب -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو استقامتمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو اسه ایمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو اکسید - دارای -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو امتیاز کمتر از "پار"معنی و ترجمه انگلیسی ←دو امدادیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو امدادی - مسابقه -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو انت های نوک - دارای -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو انتهاییمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو اویز کوچک - دارای -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو اهستهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو با قدم اهستهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو با مانعمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو باده در ان - بطریکه -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو بار در هر ...معنی و ترجمه انگلیسی ←دو بافتمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو بافتیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو بال - حشره -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو بال - دارای -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو بخش - دارای -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو بخش تقسیم کردن - به -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو بخش سازیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو بخش کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو بخش کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو بخشیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو برابرمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو برابر کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو برگچه ایمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو برگهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو برگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو به دو ناسازگارمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو به هم زنمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو به هم زنیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو بهم زنی کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو بیتی حماسی پنج - شعر -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو پا - موش -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو پا بلند شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو پا بلند شدن - روی -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو پا را در یک کفش کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو پا قرار دادن - میان -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو پادشاه - حکومت -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو پارلمانی - سیستم -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو پای اسب را بهم بستنمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو پایهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو پایه - دندان -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو پرچم - دارای -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو پرچمیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو پروانه ایمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو پره ایمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو پشتهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو پشته - سیستم -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو پنس - مبلغ -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو پنسی - سکه -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو پنسی - مسکوک -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو پهلومعنی و ترجمه انگلیسی ←دو پهلو - جمله -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو پهلو - حرف -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو پهلو برابرمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو پهلو حرف زدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو پهلو سخن گفتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو پهلو گوییمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو پیچهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو پیکرمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو تامعنی و ترجمه انگلیسی ←دو تا به قیمت یکیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو تا پرستیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو تا داشتن ازمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو تا شوندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو تاییمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو تختخوابهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو تخمهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو ترکهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو تکهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو تندمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو توپ - تصادم -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو تیغهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو جانبهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو جزییمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو جمله ایمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو جنبه - دارای -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو جنسهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو جنسیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو جوهر فرد - دارای -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو جهت - از -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو جهتیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو چرخه - دسته -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو چشم - دارای -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو چشمیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو چشمی - دوربین -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو چندانمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو چندان شدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو چندان کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو چنگمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو چیز - دارای -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو چیز بسیار شبیهمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو چیز متضاد را با هم جفت کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو چیز متضاد را با هم جورکردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو چیز نابرابر را با هم جفت کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو چیز نابرابر را با هم جورکردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو چیز ناجور را با هم جفت کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو چیز ناجور را با هم جور کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو حالت زنانگی و - وجود -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو حالتیمعنی و ترجمه انگلیسی ←دو حالتی - جبر -معنی و ترجمه انگلیسی ←دو حالتی - جهش -معنی و ترجمه انگلیسی ←صفحه قبل۱ / ۱۹صفحه بعد ←