واژههای فارسی←دو چیز ناجور را با هم جور کردنفرهنگ آریانپوردو چیز ناجور را با هم جور کردن#۹۷٬۵۴۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱mismatchازدواج ناجور، متناسب نبودن، ناجور بودن، به هم نخوردن، عدم مطابقتواژههای نزدیک در الفبادو چیز بسیار شبیهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدو چیز متضاد را با هم جفت کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدو چیز متضاد را با هم جورکردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدو چیز نابرابر را با هم جفت کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدو چیز نابرابر را با هم جورکردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدو چیز ناجور را با هم جفت کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر