فرهنگ آریان‌پور

دو چیز ناجور را با هم جور کردن

#۹۷٬۵۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

mismatch

ازدواج ناجور، متناسب نبودن، ناجور بودن، به هم نخوردن، عدم مطابقت