دو
#۹۷٬۴۲۸
tow
دو، دوبار، دو قسم، دونوع، دوتا، هر دوتا، باطناب بدنبال کشیدن، پس مانده الیاف کتان یا شاهدانه، طناب، زنجیر، یدک کش، یدک کشى
two
دو، شماره دو two ambi di
twain
دو، دوتا، جفت، زوج، توام، دوقلو، چند قلو
run
(past: ran ; past participle: run) ـ راندن، رانش، دایر بودن، اداره کردن، دویدن، پیمودن، پخش شدن، جارى شدن، دوام یافتن، ادامه دادن، نشان دادن، ردیف، سلسله، ترتیب، محوطه، سفر و گردش، رد پا، حدود، مسیر، امتداد
twin
دوقلو، توام، همزاد، (در جمع) جوزا، هم شکمان، زوج، جفت، دوتا، توام کردن، جفت کردن
track
شیار، لبه، باریکه، پیگردى کردن، رد پا، اثر، خط آهن، جاده، راه، نشان، مسابقه دویدن، تسلسل، توالى، رد پا را گرفتن، پى کردن، دنبال کردن track نقطه گذاری ditto mark موسیقی
do
(past: did ; past participle: done) ـ کردن، عمل کردن، انجام دادن، کفایت کردن، این کلمه در ابتداى جمله به صورت علامت سوال مى آید، فعل معین