فرهنگ آریان‌پور

دو

#۹۷٬۴۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

tow

دو، دوبار، دو قسم، دونوع، دوتا، هر دوتا، باطناب بدنبال کشیدن، پس مانده الیاف کتان یا شاهدانه، طناب، زنجیر، یدک کش، یدک کشى

۲

two

دو، شماره دو two ambi di

۳

twain

دو، دوتا، جفت، زوج، توام، دوقلو، چند قلو

۴

run

(past: ran ; past participle: run) ـ راندن، رانش، دایر بودن، اداره کردن، دویدن، پیمودن، پخش شدن، جارى شدن، دوام یافتن، ادامه دادن، نشان دادن، ردیف، سلسله، ترتیب، محوطه، سفر و گردش، رد پا، حدود، مسیر، امتداد

۵

twin

دوقلو، توام، همزاد، (در جمع) جوزا، هم شکمان، زوج، جفت، دوتا، توام کردن، جفت کردن

۶

track

شیار، لبه، باریکه، پیگردى کردن، رد پا، اثر، خط آهن، جاده، راه، نشان، مسابقه دویدن، تسلسل، توالى، رد پا را گرفتن، پى کردن، دنبال کردن track نقطه‌ گذاری‌ ditto mark موسیقی‌

۷

do

(past: did ; past participle: done) ـ کردن، عمل کردن، انجام دادن، کفایت کردن، این کلمه در ابتداى جمله به صورت علامت سوال مى آید، فعل معین