گروه الفبایی

واژه‌های «خا…»

صفحه ۲ از ۱۱ · ۱٬۲۳۴ واژه

خارج از دسترس - نیروی -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارج‌ از دسترس قانونمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج‌ از ذهن و مغز انسانمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج از رسممعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج‌ از زمین بازیمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج‌ از زناشوییمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج از سلک روحانیتمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج از شهر ایستگاهمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج از صحنه نمایشمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج‌ از صفمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج‌ از صلاحیت دادگاهمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج از صلاحیت قضاییمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج‌ از فصل توریستیمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج‌ از فصل‌ خودمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج‌ از فهم بشرمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج از قلمرو چیزیمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج از قواعد موسیقیمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج‌ از قوه بیان‌ انسانمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج‌ از قوه تعقلمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج‌ از قوه تفکر و تصورمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج‌ از کشورمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج از کشورمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج‌ از کنترلمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج‌ از محدوده قانونمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج از مذهب - شخص -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارج از مرحله اگاهیمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج‌ از مرکزمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج از مرکزمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج از معلومات شخصیمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج‌ از منزلمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج از منزلمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج از منضومه شمسی - فضای -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارج از منطقمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج از موضوع مطرح شده در دادگاهمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج‌ از نزاکتمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج از نزاکتمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج‌ از نوبت وارد صف شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج از هوا یا - فضای -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارج ازدواجیمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج الملکتیمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج بودن‌ ازمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج جهان مادی - فلسفه -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارج دنیاییمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج رحمیمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج رفته - جوان -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارج رگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج سلولیمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج سلولی - انزیم -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارج شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج شدن - تعظیم -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارج شدن - زور -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارج شدن‌ اب و گازمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج شدن با بی‌ ادبیمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج شدن با زرنگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج شدن به تدریجمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج شومعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج شهر - ساکن -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارج فضاییمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج قسمتمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج کردن - بریدن -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارج کردن - فشار -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارج‌ کردن با فشارمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج‌ کردن پول‌ از گردشمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج کردن مدفوعمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج کنندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج کهکشانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج مملکتیمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارج نشدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارجهمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارجه - وزارت -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجه امده - از -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجیمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی - ارجاع -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی - ارز -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی - انباره -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی - انگل -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی - تاخیر -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی - جو -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی - حافظه -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی - سنگر -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی - صورت -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی - عامل -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی - مبادله -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی - متغیر -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی - محرک -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی - مستندات -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی - مواد -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی - نمای -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی - وجود -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی - وقفه -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی اسفنجیان - قسمت -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی امریکا مبنی بر - سیاست -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی به چیزی دادن - صورت -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی به خود گرفتن - صورت -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی پوسته مقعد و - قسمت -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی جمجمه - قسمت -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی جو - قسمت -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی چرخ - طوقه -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی حاصله از تقاطع - زوایای -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی دادن - صورت -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی دادن به - صورت -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی دانه - قشر -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی سفیده یاخته - غشاء -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی سیتوپلاسم که بدون - طبقه -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی عضله قلب - قسمت -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی قائل شدن - واقعیت -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی قلب - غشاء -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی میدان - قسمت -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی یاخته - بخش -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارجی یک موجود - قسمت -معنی و ترجمه انگلیسی ←خارچشممعنی و ترجمه انگلیسی ←خارخسکمعنی و ترجمه انگلیسی ←خاردارمعنی و ترجمه انگلیسی ←خاردار - بوته -معنی و ترجمه انگلیسی ←خاردار - تاتوره -معنی و ترجمه انگلیسی ←خاردار - تخمدان -معنی و ترجمه انگلیسی ←خاردار - خرچنگ -معنی و ترجمه انگلیسی ←خاردار - سیم -معنی و ترجمه انگلیسی ←