فرهنگ آریان‌پور

خارجه

#۷۷٬۶۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

abroad

پهن، گسترش یافته، وسیع، خارج، بیرون، خارج از کشور، بیگانه، ممالک بیگانه

۲

foreign

بیگانه، خارجى، بیرونى، ناجور، نامناسب

۳

overseas

آن طرف دریا (ها)، متعلق به ماوراء دریاها، (مجازى) بیگانه، خارجى