فرهنگ آریان‌پور

خارجی

#۷۷٬۶۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

extraneous

خارجى، خارج از قلمرو چیزى، غیراصلى، تصادفى، فرعى

۲

alien

بیگانه، خارجى، (مجازى) مخالف، مغایر، ناسازگار، غریبه بودن، ناسازگار بودن

۳

gringo

(میان آمریکائى هاى اسپانیولى) خارجى، بیگانه، خصوصا انگلیسى یا آمریکایى

۴

foreign

بیگانه، خارجى، بیرونى، ناجور، نامناسب

۵

strange

ناشناس، بیگانه، خارجى، غریبه، عجیب، غیر متجانس

۶

abextra

از خارج، خارجى

۷

acrotic

(پزشکى) سطحى، رویى، بیرونى، خارجى

۸

exterior

بیرونى، خارجى، ظاهرى، واقع در سطح خارجى

۹

external

خارج، بیرون، ظاهر، سطح، ظواهر، بیرونى، خارجى

۱۰

overseas

آن طرف دریا (ها)، متعلق به ماوراء دریاها، (مجازى) بیگانه، خارجى

۱۱

foreigner

بیگانه، خارجى، بیرونى، ناجور، نامناسب foreign زننده‌

۱۲

peripheral

پیرامونى، دوره اى، وابسته به محیط، (مجازى) خارجى، ثانوى، جنبى

۱۳

out

خارج، بیرون از، خارج از، افشا شده، آشکار، بیرون، خارج از حدود، حذف شده، راه حل، اخراج کردن، اخراج شدن، قطع کردن، کشتن، خاموش کردن، رفتن، ظاهر شدن، فاش شدن، بیرونى out ـ (99)

۱۴

outer

بیرونى

۱۵

exotic

بیگانه، عجیب و غریب، مرموز، خوش رنگ