واژههای فارسی←فهرست الفبایی←ب←برگروه الفباییواژههای «بر…»صفحه ۸ از ۲۳ · ۲٬۷۴۳ واژهبرتری فاحش - دارای -معنی و ترجمه انگلیسی ←برتری گرایمعنی و ترجمه انگلیسی ←برتری گرایانهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برتری نژادی - طرفدار -معنی و ترجمه انگلیسی ←برتری نژادی المان - عقیده -معنی و ترجمه انگلیسی ←برتری یافتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برتری یافتن از نظر جنگ و ترفندمعنی و ترجمه انگلیسی ←برتری یافتن برمعنی و ترجمه انگلیسی ←برترینمعنی و ترجمه انگلیسی ←برتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برتن سیخ کننده - موی -معنی و ترجمه انگلیسی ←برتن کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برتنیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برتی جستن برمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجمعنی و ترجمه انگلیسی ←برج - سوراخ -معنی و ترجمه انگلیسی ←برج - غره -معنی و ترجمه انگلیسی ←برج ابمعنی و ترجمه انگلیسی ←برج اتشبانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برج ثورمعنی و ترجمه انگلیسی ←برج جدیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برج جوزامعنی و ترجمه انگلیسی ←برج چاه کنیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برج چشم اندازدارمعنی و ترجمه انگلیسی ←برج حملمعنی و ترجمه انگلیسی ←برج دروازهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برج دفاعیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برج دلومعنی و ترجمه انگلیسی ←برج دیدبانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برج زهرمارمعنی و ترجمه انگلیسی ←برج ساعتمعنی و ترجمه انگلیسی ←برج سرطانمعنی و ترجمه انگلیسی ←برج سنبلهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برج عاجمعنی و ترجمه انگلیسی ←برج عقربمعنی و ترجمه انگلیسی ←برج قدیم بابل - شهر -معنی و ترجمه انگلیسی ←برج قلعهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برج قوسمعنی و ترجمه انگلیسی ←برج کلیسامعنی و ترجمه انگلیسی ←برج کنترلمعنی و ترجمه انگلیسی ←برج کوچکمعنی و ترجمه انگلیسی ←برج کوچکمعنی و ترجمه انگلیسی ←برج گردانمعنی و ترجمه انگلیسی ←برج لندن - نگهبان -معنی و ترجمه انگلیسی ←برج متحرک برجمعنی و ترجمه انگلیسی ←برج مراقبتمعنی و ترجمه انگلیسی ←برج میزانمعنی و ترجمه انگلیسی ←برج ناقوسمعنی و ترجمه انگلیسی ←برج ناقوس کلیسامعنی و ترجمه انگلیسی ←برج و با روی قلعه ی شهرمعنی و ترجمه انگلیسی ←برج و بارومعنی و ترجمه انگلیسی ←برج و بارو ساختنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برج و بارو سازیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برج و بارودارمعنی و ترجمه انگلیسی ←برج یا سنگر - سوراخ -معنی و ترجمه انگلیسی ←برجامعنی و ترجمه انگلیسی ←برجا شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجا ماندهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجاسمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجاسازمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجاکردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجاماندنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجای - پا -معنی و ترجمه انگلیسی ←برجاییمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجستگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجستگی - دارای -معنی و ترجمه انگلیسی ←برجستگی استخوان فک که حفره های دندانها بر ان قرار داردمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجستگی باریک و طویلی که از رسوب سنگ ریزه یا شن درضمن جریان اب یخچال ایجاد می گرددمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجستگی بند انگشتمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجستگی پوستمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجستگی پوست بدن در اثر ضربهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجستگی تایر اتومبیلمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجستگی تیزمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجستگی حاشیهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجستگی داشتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجستگی دور سکهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجستگی روی استخوانمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجستگی روی پارچهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجستگی زمین - خط -معنی و ترجمه انگلیسی ←برجستگی شرمگاهیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجستگی قدامی سلول جنسی نرمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجستگی کوچکمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجستگی کوچک و پستانک مانندمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجستگی و زائده ی غیر طبیعی نافمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجستگی یا زگیلمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجستنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجستهمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته - تزیینات -معنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته - تفوق -معنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته - حجاری -معنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته - خصوصیات -معنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته - خط -معنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته - شاعر -معنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته - شخص -معنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته - غیر -معنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته - فقره -معنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته - مرحله -معنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته - موضوع -معنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته - نقشه -معنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته - نقوش -معنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته - نکته -معنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته - واقعه -معنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته - هزاره -معنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته - هنرپیشه -معنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته ادممعنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته بودنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته بینمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته بینیمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته پشت صندلی - تزیین -معنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته تر بودنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته ترینمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته تهیه کردن - نقش -معنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته زن اپرا یا - خواننده -معنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته ساختنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته شدن یا - متشخص -معنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته قلمداد کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته کارمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته کاریمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته کاریمعنی و ترجمه انگلیسی ←برجسته کاری درجواهر و سنگ های قیمتیمعنی و ترجمه انگلیسی ←→ صفحه قبل۸ / ۲۳صفحه بعد ←