فرهنگ آریان‌پور

برجستگی

#۲۷٬۶۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

notability

برجستگى، اهمیت، شهرت preeminence

۲

prominence

برجستگى، امتیاز، پیشامدگى، برترى

۳

tuber

تکمه، دکمه، زگیل، سیبک، برآمدگى زگیل مانند، برجستگى، (گیاه شناسى) قارچ دنبلان زمین‌

۴

eminence

(eminency =) ـ عالى رتبه، عالیجناب، (پزشکى) برآمدگى، بزرگى، جاه، مقام، تعالى، بلندى، برجستگى illustriousness

۵

jog

آهسته دویدن، جلو آمدگى یا عقب رفتگى، باریکه، بى قاعدگى، هل دادن، تنه زدن به

۶

jut

پیش رفتن، پیشرفتگى داشتن، جلو رفتن (بیشتر با out یا مانند آن بکارمیرود)، پیش رفتگى، پیش آمدگى

۷

rise

(past: rose ; past participle: risen) ـ برخاستن، ترقى کردن، ترقى خیز، طالع شدن، بلند شدن، از خواب برخاستن، طغیان کردن، بالا آمدن، طلوع کردن، سربالا رفتن، صعود کردن، ناشى شدن از، سر زدن، قیام، برخاست، صعود، طلوع، سربالایى، پیشرفت، ترقى، خیز rise زمین‌ شناسی‌

۸

knob

دستگیره، دکمه، قبه، برآمدگى، دسته، گره

۹

node

گره، اشکال، دشوارى، برآمدگى، ورم، غده، منحنى

۱۰

relief

آسودگى، راحتى، فراغت، آزادى، اعانه، کمک، امداد، رفع نگرانى، تسکین، حجارى برجسته، خط بر جسته، بر جسته کارى، تشفى، ترمیم، آسایش خاطر، گره گشایى، جبران، جانشین، تسکینى

۱۱

stardom

ستارگى، ستاره شدن سینما و غیره

۱۲

nobility

نجابت، اصالت خانوادگى، طبقه نجبا