برجستگی
#۲۷٬۶۰۴
notability
برجستگى، اهمیت، شهرت preeminence
prominence
برجستگى، امتیاز، پیشامدگى، برترى
tuber
تکمه، دکمه، زگیل، سیبک، برآمدگى زگیل مانند، برجستگى، (گیاه شناسى) قارچ دنبلان زمین
eminence
(eminency =) ـ عالى رتبه، عالیجناب، (پزشکى) برآمدگى، بزرگى، جاه، مقام، تعالى، بلندى، برجستگى illustriousness
jog
آهسته دویدن، جلو آمدگى یا عقب رفتگى، باریکه، بى قاعدگى، هل دادن، تنه زدن به
jut
پیش رفتن، پیشرفتگى داشتن، جلو رفتن (بیشتر با out یا مانند آن بکارمیرود)، پیش رفتگى، پیش آمدگى
rise
(past: rose ; past participle: risen) ـ برخاستن، ترقى کردن، ترقى خیز، طالع شدن، بلند شدن، از خواب برخاستن، طغیان کردن، بالا آمدن، طلوع کردن، سربالا رفتن، صعود کردن، ناشى شدن از، سر زدن، قیام، برخاست، صعود، طلوع، سربالایى، پیشرفت، ترقى، خیز rise زمین شناسی
knob
دستگیره، دکمه، قبه، برآمدگى، دسته، گره
node
گره، اشکال، دشوارى، برآمدگى، ورم، غده، منحنى
relief
آسودگى، راحتى، فراغت، آزادى، اعانه، کمک، امداد، رفع نگرانى، تسکین، حجارى برجسته، خط بر جسته، بر جسته کارى، تشفى، ترمیم، آسایش خاطر، گره گشایى، جبران، جانشین، تسکینى
stardom
ستارگى، ستاره شدن سینما و غیره
nobility
نجابت، اصالت خانوادگى، طبقه نجبا