فرهنگ آریانپور
برجسته
#۲۷٬۶۲۶
eminent
برجسته، بلند، متعال، (مجازى) بزرگ، والا مقام، هویدا
illustrious
برجسته، نامى، درخشان، ممتاز، مجلل
boss
رئیس کارفرما، ارباب، برجسته، برجسته کارى، ریاست کردن بر، اربابى کردن (بر)، نقش برجسته تهیه کردن، برجستگى
leading
راهنمایى، هدایت، نفوذ، عمده، برجسته، مقدم، پیشتاز واژه هاى شامل
dominant
چیره، مسلط، حکمفرما، نافذ، غالب، برجسته، نمایان، عمده، مشرف، متعادل، مقتدر، مافوق، برتر
laureate
آراسته به برگ غار، (مجازى) جایزه دار، برجسته، ملک الشعراء
egregious
فاحش، بزرگ، برجسته، نمایان، انگشت نما
kenspeckle
مشخص، برجسته، قابل شناسایى، واضح، زود
distinguished
متمایز، برجسته
bas relif
حجارى و نقوش برجسته، برجسته، کوتاه، نقش کم برجسته
stellar
اخترى، ستاره وار، شبیه ستاره، درخشان، پر ستاره مجازی
shining
درخشان، تابناک رویداد یا زمان redletter آدم