فرهنگ آریان‌پور

برجسته

#۲۷٬۶۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

eminent

برجسته، بلند، متعال، (مجازى) بزرگ، والا مقام، هویدا

۲

illustrious

برجسته، نامى، درخشان، ممتاز، مجلل

۳

boss

رئیس کارفرما، ارباب، برجسته، برجسته کارى، ریاست کردن بر، اربابى کردن (بر)، نقش برجسته تهیه کردن، برجستگى

۴

leading

راهنمایى، هدایت، نفوذ، عمده، برجسته، مقدم، پیشتاز واژه هاى شامل

۵

dominant

چیره، مسلط، حکمفرما، نافذ، غالب، برجسته، نمایان، عمده، مشرف، متعادل، مقتدر، مافوق، برتر

۶

laureate

آراسته به برگ غار، (مجازى) جایزه دار، برجسته، ملک الشعراء

۷

egregious

فاحش، بزرگ، برجسته، نمایان، انگشت نما

۸

kenspeckle

مشخص، برجسته، قابل شناسایى، واضح، زود

۹

distinguished

متمایز، برجسته

۱۰

bas relif

حجارى و نقوش برجسته، برجسته، کوتاه، نقش کم برجسته

۱۱

stellar

اخترى، ستاره وار، شبیه ستاره، درخشان، پر ستاره مجازی‌

۱۲

shining

درخشان، تابناک رویداد یا زمان‌ redletter آدم‌