واژههای فارسی←طلاواژهطلا/tla/شنیدن تلفظ↗ اشتراک واژهمعنی واژههممعنی با: ذهب، زخرف، زر، عسجد«واژه «طلا» در زبان فارسی کاربرد دارد.»ریشه واژهریشه نیازمند بررسی؛ منبع داده: bigdata-ir.comهممعنیهاذهبزخرفزرعسجدمتضادهاسیمفضهنقرهشی کمیابشخصبسیارارزشمندشرابمی پختههمخانوادههاثبت نشدهواژههای مرتبطزرهممعنی با: ذهب، طلا، عسجد، پول، دینار، تمول، ثروت، پیر← جستوجوی واژه دیگر