واژههای فارسی←زرواژهزر/zr/شنیدن تلفظ↗ اشتراک واژهمعنی واژههممعنی با: ذهب، طلا، عسجد، پول، دینار، تمول، ثروت، پیر«واژه «زر» در زبان فارسی کاربرد دارد.»ریشه واژهریشه نیازمند بررسی؛ منبع داده: bigdata-ir.comهممعنیهاذهبطلاعسجدپولدینارتمولثروتپیرمتضادهافضهنقرهبرناجوانهمخانوادههاثبت نشدهواژههای مرتبططلاهممعنی با: ذهب، زخرف، زر، عسجد← جستوجوی واژه دیگر