واژههای فارسی←راندمانواژهراندمان/randman/شنیدن تلفظ↗ اشتراک واژهمعنی واژههممعنی با: بازده، حاصل، عملکرد، کارآیی، کارکرد«واژه «راندمان» در زبان فارسی کاربرد دارد.»ریشه واژهریشه نیازمند بررسی؛ منبع داده: bigdata-ir.comهممعنیهابازدهحاصلعملکردکارآییکارکردمتضادهاثبت نشدههمخانوادههاثبت نشدهواژههای مرتبطحاصلهممعنی با: بازده، برآیند، ثمر، ثمره، راندمان، عملکرد، ماحصل، محصول← جستوجوی واژه دیگر