واژههای فارسی←حاصلواژهحاصل/hasl/شنیدن تلفظ↗ اشتراک واژهمعنی واژههممعنی با: بازده، برآیند، ثمر، ثمره، راندمان، عملکرد، ماحصل، محصول«واژه «حاصل» در زبان فارسی کاربرد دارد.»ریشه واژهریشه نیازمند بررسی؛ منبع داده: bigdata-ir.comهممعنیهابازدهبرآیندثمرثمرهراندمانعملکردماحصلمحصولمتضادهاضررزیانخلاصهمختصرالقصههمخانوادههاثبت نشدهواژههای مرتبطراندمانهممعنی با: بازده، حاصل، عملکرد، کارآیی، کارکرد← جستوجوی واژه دیگر