واژههای فارسی←خویواژهخوی/khvy/شنیدن تلفظ↗ اشتراک واژهمعنی واژههممعنی با: تعرق، عرق، آب دهان، تف، خدو، خیو«واژه «خوی» در زبان فارسی کاربرد دارد.»ریشه واژهریشه نیازمند بررسی؛ منبع داده: bigdata-ir.comهممعنیهاتعرقعرقآب دهانتفخدوخیومتضادهاثبت نشدههمخانوادههاثبت نشدهواژههای مرتبطتفهممعنی با: تابش، حرارت، داغی، گرما، گرمی، هرم، پرتو، روشنی← جستوجوی واژه دیگر