واژههای فارسی←تفواژهتف/tf/شنیدن تلفظ↗ اشتراک واژهمعنی واژههممعنی با: تابش، حرارت، داغی، گرما، گرمی، هرم، پرتو، روشنی«واژه «تف» در زبان فارسی کاربرد دارد.»ریشه واژهریشه نیازمند بررسی؛ منبع داده: bigdata-ir.comهممعنیهاتابشحرارتداغیگرماگرمیهرمپرتوروشنیمتضادهاثبت نشدههمخانوادههاثبت نشده← جستوجوی واژه دیگر