واژههای فارسی←ادبواژهادب/adb/شنیدن تلفظ↗ اشتراک واژهمعنی واژههممعنی با: تادیب، تنبیه، ادبیات، فرهنگ، پاس، رعایت، متانت، نزاکت«واژه «ادب» در زبان فارسی کاربرد دارد.»ریشه واژهریشه نیازمند بررسی؛ منبع داده: bigdata-ir.comهممعنیهاتادیبتنبیهادبیاتفرهنگپاسرعایتمتانتنزاکتمتضادهاثبت نشدههمخانوادههاثبت نشدهواژههای مرتبطفرهنگمجموعه دانش، باور، هنر و شیوه زندگی یک جامعه؛ نیز کتاب واژگان.← جستوجوی واژه دیگر