فرهنگ آریان‌پور

استور

#۹٬۸۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

ward

نگهبان، سلول زندان، اتاق عمومى بیماران بسترى، صغیرى که تحت قیومت باشد، محجور، نگهدارى کردن، توجه کردن