استوار
#۹٬۸۰۵
stable
استوار، محکم، پابرجا، ثابت، با ثبات، مداوم، محک کردن، ثابت کردن، استوار شدن، طویله، اصطبل، در طویله بستن، جا دادن، پایا، پایدار
firm
شرکت، تجارتخانه، کارخانه، موسسه بازرگانى، استوار، محکم، ثابت، پابرجا، راسخ، سفت کردن، استوار کردن
solid
جسم جامد، ماده جامد، سفت، سخت، مکعب، سه بعدى، محکم، استوار، قوى، خالص، ناب، بسته، منجمد، یک پارچه، حجمى، توپر، نیرومند، قابل اطمینان
sound
صوت، صدا، صدا کردن، به نظر رسیدن، آوا، سالم، درست، بى عیب، استوار، بى خطر، دقیق، مفهوم، صدا دادن، به گوش خوردن، به صدا درآوردن، نواختن، زدن، به طور ژرف، کاملاً، ژرفاسنجى کردن، گمانه زدن
steel
فولاد، پولاد، پولادین، شمشیر، پولادى، پولادى کردن، محکم، استوار، آب فولاد دادن، مانند فولاد محکم کردن
secure
امن، محکم، تامین کردن، ایمن، بى خطر، مطمئن، استوار، درامان، تامین، حفظ کردن، محفوظ داشتن تامین کردن
steady
یکنواخت، محکم، پرپشت، استوار، ثابت، پى درپى، مداوم، پیوسته و یکنواخت کردن، استوار یا محکم کردن، ساکن شدن
constant
ثابت، پایدار، ثابت قدم، با ثبات، استوار، وفادار، دائمى
immovable
غیر منقول، استوار، ثابت
steadfast
ثابت قدم، استوار، پابرجاى، خیره
tenacious
سرسخت، محکم، چسبنده، سفت، مستحکم، استوار
unbending
سخت، نرم نشدنى، استوار، خم ناپذیر، خم نشو
consistent
سازگار، نامتناقض، استوار، ثابت قدم
two handed
داراى دو دست، قوى، محکم، استوار
sure
یقیناً، محققاً، مسلماً، به طور حتم
sergeant major
(علوم نظامى) گروهبان یکم