فرهنگ آریان‌پور

استوار

#۹٬۸۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

stable

استوار، محکم، پابرجا، ثابت، با ثبات، مداوم، محک کردن، ثابت کردن، استوار شدن، طویله، اصطبل، در طویله بستن، جا دادن، پایا، پایدار

۲

firm

شرکت، تجارتخانه، کارخانه، موسسه بازرگانى، استوار، محکم، ثابت، پابرجا، راسخ، سفت کردن، استوار کردن

۳

solid

جسم جامد، ماده جامد، سفت، سخت، مکعب، سه بعدى، محکم، استوار، قوى، خالص، ناب، بسته، منجمد، یک پارچه، حجمى، توپر، نیرومند، قابل اطمینان

۴

sound

صوت، صدا، صدا کردن، به نظر رسیدن، آوا، سالم، درست، بى عیب، استوار، بى خطر، دقیق، مفهوم، صدا دادن، به گوش خوردن، به صدا درآوردن، نواختن، زدن، به طور ژرف، کاملاً، ژرفاسنجى کردن، گمانه زدن

۵

steel

فولاد، پولاد، پولادین، شمشیر، پولادى، پولادى کردن، محکم، استوار، آب فولاد دادن، مانند فولاد محکم کردن

۶

secure

امن، محکم، تامین کردن، ایمن، بى خطر، مطمئن، استوار، درامان، تامین، حفظ کردن، محفوظ داشتن تامین کردن

۷

steady

یکنواخت، محکم، پرپشت، استوار، ثابت، پى درپى، مداوم، پیوسته و یکنواخت کردن، استوار یا محکم کردن، ساکن شدن

۸

constant

ثابت، پایدار، ثابت قدم، با ثبات، استوار، وفادار، دائمى

۹

immovable

غیر منقول، استوار، ثابت

۱۰

steadfast

ثابت قدم، استوار، پابرجاى، خیره

۱۱

tenacious

سرسخت، محکم، چسبنده، سفت، مستحکم، استوار

۱۲

unbending

سخت، نرم نشدنى، استوار، خم ناپذیر، خم نشو

۱۳

consistent

سازگار، نامتناقض، استوار، ثابت قدم

۱۴

two handed

داراى دو دست، قوى، محکم، استوار

۱۵

sure

یقیناً، محققاً، مسلماً، به طور حتم

۱۶

sergeant major

(علوم نظامى) گروهبان یکم