فرهنگ آریان‌پور

استهزاء کردن

#۹٬۷۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

guy

شخص، مرد، یارو، فرار، گریز، با طناب نگه داشتن، با تمثال نمایش دادن، استهزاء کردن، جیم شدن

۲

jig

نوعى رقص تند، آهنگ رقص تند، جست و خیز سریع، شیرین کارى، با آهنگ تند رقص کردن، جست و خیز کردن، استهزاء کردن

۳

jest

لطیفه، بذله، شوخى، بذله گویى، خوش طبعى، طعنه، گوشه، کنایه، عمل، کردار، طعنه زدن، تمسخر کردن، استهزاء کردن، به بازى گرفتن، شوخى کردن، مزاح گفتن

۴

mock

ساختگى، تقلیدى، تقلید در آوردن، استهزاء کردن، دست انداختن، تمسخر

۵

flout

دست انداختن، استهزاء کردن، اهانت یا بى احترامى کردن، مسخره، توهین

۶

scorn

تمسخر، تحقیر، بى اعتنایى، حقارت، خوار شمردن، اهانت کردن، استهزاء کردن، خردانگارى، خرد انگاشتن

۷

deride

تمسخر کردن، به کسى خندیدن، استهزاء کردن

۸

follery

حماقت، استهزاء کردن