فرهنگ آریان‌پور

استنطاق کردن

#۹٬۷۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

cross examine

استنطاق کردن، بازجویى کردن

۲

query

(quaere =) ـ جستار، سوال، تحقیق و باز جویى کردن، پرسیدن، استنطاق کردن، پرسش، تردید، استفسار، پرس و جو

۳

inquire

(enquire =) ـ پرسش کردن، جویا شدن، باز جویى کردن، رسیدگى کردن، تحقیق کردن، امتحان کردن، استنطاق کردن

۴

probate

رونوشت گواهى شده وصیت نامه، گواهى حصر وراثت، گواهى نمودن صحت وصیت نامه، محاکمه کردن، استنطاق کردن، تحت آزمایش یا نظر قرار دادن

۵

interrogate

بازپرسى کردن، استنطاق کردن، تحقیق کردن، باز جویى کردن

۶

cross question

استنطاق، بازجویى، سئوال بطریق استنطاق، به دقت جویا شدن، استنطاق کردن