فرهنگ آریانپور
استنطاق کردن
#۹٬۷۸۲
cross examine
استنطاق کردن، بازجویى کردن
query
(quaere =) ـ جستار، سوال، تحقیق و باز جویى کردن، پرسیدن، استنطاق کردن، پرسش، تردید، استفسار، پرس و جو
inquire
(enquire =) ـ پرسش کردن، جویا شدن، باز جویى کردن، رسیدگى کردن، تحقیق کردن، امتحان کردن، استنطاق کردن
probate
رونوشت گواهى شده وصیت نامه، گواهى حصر وراثت، گواهى نمودن صحت وصیت نامه، محاکمه کردن، استنطاق کردن، تحت آزمایش یا نظر قرار دادن
interrogate
بازپرسى کردن، استنطاق کردن، تحقیق کردن، باز جویى کردن
cross question
استنطاق، بازجویى، سئوال بطریق استنطاق، به دقت جویا شدن، استنطاق کردن